01 September 2010

آرام آرام

دوباره می نویسم تا دل‌تنگی لحظه‌هایم با تو باشد

از با من بودنت که دوست دارم؛

آرام آرام به من نزدیک می‌شوی

سایه نفس‌هایت را حس می‌کنم

می‌آیی و در من می‌نشینی، نفوذ می‌کنی، رسوب می‌کنی

سرم را در گودی نفس‌هایت می‌گذارم

با سر انگشتانت مژه‌هایم را لمس می‌کنی

تو دوری

اما

آرام آرام نزدیک می‌شوی

1 نظرات:

  1. به به چشمم روشن
    غریت فامیلیم به جوش اومد

    پاسخحذف