۱۶ مهر ۱۳۹۰

ادامه می‌دهم

همین‌جا ایستاده‌ام؛ وسط ناکجا آباد زندگی‌ام.
سال‌هاست یاد گرفته‌ام که مشکلات تمام می‌شود، باخت همیشه هست و شکستی وجود ندارد.
شاید الان دلم می‌خواست که گریه کنم، بگویم که شکست خورده‌ام و آغوشی برای گریه‌هایم لازم دارم
ولی
باز هم مثل همیشه شانه‌هایم را بالا می‌اندازم
نفسی عمیق می‌کشم
به جلو نگاه می‌کنم و راه می‌افتم؛
تو اگر تمام شدی من ادامه می‌دهم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Powered By Blogger